دوباره ایام فاطمیه و سوز و سوز و سوز…
پرچم های مشکی را در خانه نصب میکنیم
صدای نوحه و مداحی بلند است
قناریمان شور گرفته
یادم نرفته هنوز شهادت مرغ عشقم را در محرم سال پیش…
اصلا همه ی پرنده ها عاشقند
حتی عاشق تر از ما آدم ها…
دوباره ایام فاطمیه و سوز و سوز و سوز…
پرچم های مشکی را در خانه نصب میکنیم
صدای نوحه و مداحی بلند است
قناریمان شور گرفته
یادم نرفته هنوز شهادت مرغ عشقم را در محرم سال پیش…
اصلا همه ی پرنده ها عاشقند
حتی عاشق تر از ما آدم ها…
بچه های فلسطینی دیگر گذشتن از جان برایشان آنقدر ساده است که در روزمرگی هاشان هم نقش شهید را بازی میکنند…
بجای اینکه کودکانه هاشان را در پارک ها و با انواع وسایل بازی رنگارنگ بگذرانند، با دوش گرفتن تابوت و نقش گرفتن در لباس شهدا مرد بودن و جنگیدن تا آخرین نفس در دفاع از سرزمینشان را تمرین میکنند…
زیباتر از این کودکانه ای سراغ داری…؟

صوت دلنشینی از حاج عظیم ابوالقاسمی پور پیرامون مسئله ی نامحرم ( شجاع عندالمعصیه…)
بالاخره انتخابات هم پرشور و هیجان و البته با حواشی بسیار ختم به خیر شد.
الحمدلله.
حضور جمع کثیر مردم به خصوص افرادی که سن بالا داشتند منو خیلی متعجب میکرد.
صبح وقتی سرصندوق حاضر شدیم بلافاصه بعد از باز کردن درب حوزه هفت هشت نفری ریختند داخل ( البته هنوز سیستم راه نیفتاده بود و نه من و نه اون بنده خدا کاربر سیستم اصلا فکرشو نمیکردیم که هنوز در باز نشده مردم اینطور با هیجان اون هم اول صبح یک روز تعطیل حاضر برای رای ریزی باشند.)
هوا سرد بود و سوز بدی داشت در ساعات اول مخصوصا تا ظهر خیلی کم جوانها و نوجوانها میامدند اما از ظهر به بعد شلوغتر شده بود طوری که وفت سر خاروندن نداشتیم و هم اینکه میانگین سنی کسانی که برای رای میامدند پایین تر آمده بود.
حاشیه هم که تا دلتون بخواد داشت.
از پیرمردهایی که سواد نداشتند و عصا زنان برای رای دادن می آمدند تا داد و بیدادهایی که سر ناظرین گاهی میکشیدند که ای بابا… تو چرا اسم کاندید منو مینویسی؟!!!!!!!!
مگه تو میدونی من میخوام به کی رای بدم؟!!!
برای چی تقلب میکنید؟!!!!!!
و ما به زور خودمون رو کنترل میکردیم تا حداقل جلوی اونها نخندیم و نمیدونستیم باید چطوری براشون توضیح بدیم که پدرجان من اینهایی که نوشتم شما انگشت زدید مشخصات خودتون بوده رای رو خودتون باید اینجا بنویسید! از ما گفتن و از اونها دادوبیداد!
گاهی همراهانشون هم میخندیدند و براشون توضیح میدادند حداقل ۳بار این مورد پیش اومد…
یا اون پیرمردهایی که از در نیومده اسم کاندید مور نظرشون رو صدا میکردند که برااااای سلااااامتی آقااااااای ………. صلوات بلند بفرست! ما نمیدونستیم باید بخندیم یا تذکر بدیم…
یک بار هم یک پیرمردی اومد که متولد سال ۱۲۹۷ بود باورم نمیشد قدش اونقدر خمیده بود که اندازه میز شده بود! با نوه اش اومده بود تا رای بده و من در شور و هیجان این پیرمردها و پیرزنهای سن بالا که عصا زنان با کمر خمیده و سنهای بالا اومده بودند مونده بودم!
بعد از ظهر دیگه نوجوانهای رای اولی و جوونها هجوم آوردند برای رای دادن.
از اونجایی که حوزه رای گیری مدرسه ابتدایی بود وقتی از خاطره هاشون و کتک خوردنهاشون برای هم میگفتند ما ریسه میرفتیم از خنده… و جالب اینکه یکیشون میگفت ما خیلی بچه های منظبتی بودیم فقط یکم با معلم هامون نمیساختیم !!!
بعضی اوقات هم بچه هایی که همراه با بزرگترها برای رای دادن امده بودند انگشتشونو با کلی ذوق و شوق رنگی میکردن و رای رو اونها میریختند به صندوق.
دیگه کم کم از خستگی داشتیم از هوش میرفتیم که در کمال تعجب دیدیم رادیو اعلام میکنه که تا ساعت ۹ مهلت رای گیری تمدید شد.
حالا دیگه مردم ردیف شده بودند و تا حیاط مدرسه هم رسیده بود صفشون، نزدیک ۱۰ داشتیم دیگه ذوق میکردیم بریم خونه برای استراحت که واااااااااای دیدیم میگه تا ۱۱ تمدید شد سرناظرمون که خیلی مرد شوخ طبعی بود پریز رو با خنده از برق کشید و گفت این اگه به برق باشه هممون باید تا صبح اینجا بشینیم نخواستیم رادیو بابا
یک خانمی اومده بود میگفت من از سرصبح تا الان داشتم خونه تکونی میکردم و شوهرم رو گیرانداخته بودم دقیقه نود آمده بود و باوجود خستگی خیلی هم ذوق رای دادن داشت.
خلاصه رای گیری تمام شد و ما برای شمارش آرا رفتیم به نمازخونه رای ها رو دونه دونه شمردیم و نوشتیم و تا بیایم خونه ساعت نزدیک ۱ شب شده بود.
با همه ی خستگی هایی که داشت خضور پرشور مردم و اینکه تونستیم یک خدمتی بکنیم و دعای خیری که بزرگترها برامون میکردند خستگی رو از تنمون اورد.
الحق که این مملکت شایسته بهترینهاست.
دوستت دارم سرزمین من.
تبریک به آقا امام زمان
تبریک به رهبر عظیم الشان انقلاب و شهدای گرانقدر
تبریک به همه ی مردم عزیز کشورم
و تسلیت به دشمنان این مردم و این نظام .
موی بور و چشم هاش آبی
به عحب ظاهر دل آرایی
من بپای ساندیسم هستم
تو برو نطق کن سخنرانی!
++++++++++++
دل ما روشن از همین ساندیس
با نی تیز و تیرمانندش
میزنم در دوچشم ناپاک
دشمن و سگان دلبندش
+++++++++++
سازگارا توهمش بسیار
سیل مردم شده گلوگیرش
باز مست و خراب کرده خودش
هوس فحش ناب کرده سرش
+++++++++++
میزند حرف های تکراری
از درخت و مردم آزاری
تو نبین سازگار نیست به تو
غم مخور! جوش نزن! عجب کاری!
+++++++++++
خاتمی هم که رای داد و برفت!
رنگ سرخی به سبز داد و برفت!
ای خدا ! عجب که ضایع شدید
بار دیگر شکست خورده شدید
+++++++++++
افسران جوان چه خوش هستند
بار دیگر شکستتان دادند
و بدانید پای رهبرمان
مردم ما همیشه ایستادند…
یک پیامک از یک ستاد :
(( حضور هنرپیشه صاحب نام تلویزیون نرگس محمدی ( ستایش ) در سینما….. امروز ساعت ۱۶ الی ۱۷ . ستاد مردمی …… ))
اینجا (ستایش ) را دعوت کرده اند تا آقای کاندید را ستایش کند بلکه مردم به او بیشتر رای دهند….!
توهین به فهم و شور یک ملت تا چه حد؟!
تو دهنی به آرمانهای شهدا و انقلاب و امام…
لااقل چادر سرش میکردید…!
تو کاندیدا اگر یکروز زبانم لال نماینده شوی قوانین را برای ستایش ها وضع خواهی کرد؟! و یا نه مثل همان ستایش ها همه ی قوانین مسلمانیت را زیر پا میگذاری!
تو که اسم امام و رهبری را یدک میکشی لا اقل یک چادر سر ستایش عزیزت بینداز!
من به کوری چشم تو و امثال تو برای رای نیاوردنت نماز استغاثه به حضرت زهرا میخوانم
نمازی که در سخت ترین شرایط زندگیم توفیق خواندنش را نداشتم
به کوری چشم تو آقای کاندیدا متوصل شده ام به شهدا
تو سرت در آخور خودت گرم باشد و کارت را بکن من عوض تو از امام و رهبر و شهدای عزیز عذرخواهی میکنم
مادر عزیزی که بعد سالها فقط از پسرت یک تکه استخوان مانده و با عشق تمام آنرا در آغوش کشیدی … معذرت… 
امام عزیز که دلسوزانه برای این کشور زحمت کشیدی معذرت…
شهدای عزیز… معذرت
وقتی حس میکنم نمیتوانم برای روشن شدن این سیاهدلی ها کاری کنم انگار آتشم میزنند!
تو باور نمیکنی این حرفها یعنی چه جناب کاندیدا! توهیچ چیزی را جز پول و شهرت و رسیدن به هوای نفس خودت نمیفهمی!
شهدا خدا را ستایش کردند و دست بدامان خدا شدند تا آرمانها شهید نشود و تو داری خیلی راحت همان آرمانها را برای رسیدن به قدرت شهید میکنی…
ستایش تو کجا و ستایش آنها کجا…
پیرو راه آنها بودن لیاقت میخواهد که تو نداری
شعور میخواهد که تو نداری
بصیرت میخواهد که تو نداری
آقای نامزد خوش باش با این کارها که برای نماینده نشدنت ختم قران نذر کردم
تا من و جوانانی چون من در این مملکت نفس میکشیم نخواهیم گذاشت تو و امثال تو برای مملکت امام زمانیمان ( قانون ) !!!! وضع کنید.
البته شاید هم خدا خواست تا کاندید شوی و عقاید واقعی ات را نشان دهی و نشان دهی که امام و انقلاب را با ساز و آواز و بازیگر های بدحجاب شناختی….! و کل فهم تو از ایران اسلامی مان همین است…
شاید روزی به حرفهای من بخندی….
بخند ….
تو با پارتی بازی هایت میخواهی نماینده شوی و من با نذر و نیازهایم نمیگذارم!
مطمئنم خدای من مقتدر تر از خدای توست…
اخیرا شبهه ای در فضای اینترنت و شبکه های اجتماعی مطرح شده که ظاهرا به پیروی مطلق از فرمایشات مقام معظم رهبری چندان معتقد نیستند مثلا یکیشون با این عنوان برای بنده مطرح کرده :
(عذر میخوام.من نه قصد بی احترامی دارم.نه اینکه خدایی نکرده رهبر عزیزمون رو که پایداری جامعمون به ایشون بنده زیر سئوال ببرم.اما هممون میدونیم که رهبرمون از خوبان عالمند.اما معصوم که نیستند!همیشه این سئوال واسم پیش میومد که اینایی که جونشون رو برای یک ادم معمولی و خیلی خوب و پاک فدا میکنند،پس واسه امام زمانشون که معصوم و از جانب خداست چکار میکنند! بنظرتون نباید فرقی باشه؟ البته اینم بگم من خیییییییییلی احترام و علاقه برای رهبرم قائلم )
خب به نظر بنده این سئوال یا یک سئوال ساده ی بچه گانه است و یا یک سئوالی هست که میتونه با هدف خاصی مطرح شده باشه.
اگه سئوال بچه گانه ای باشه که هیچ، اما اگه هدف خاصی رو دنبال میکنه باید افرادی که پشت پرده ی اینگونه سئوالات هستند بدانند که ملت ما بیدارتر از این حرفهاست و خوب میدونه که اصل لایت فقیه صرفا یک مسئله ی سیاسی نیست بلکه ما معتقدیم که امام خامنه ای فرزند آقا رسول الله هستند و جانشین برحق امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف پس حرف ایشون، عمل ایشون و دستورات ایشون در زمان غیبت برای همه ی ما حجت است.
ما همونطور که برای ظهور آقا و مقتدایمان دعا میکنیم برای سلامتی مقام معظم رهبری هم دست به دعا برمیداریم و سعی در آماده کردن شرایط برای ظهور آقا (هرکس به نوبه ی خود) هستیم.
چرا که خداوند وعده ی صلاح همه ی کارها رو در زمان ظهور آخرین منجی بشریت داده و در غیاب ایشون احدی نمیتونه در ایمان و اخلاص، ذکاوت و رهبری این نظام به گرد پای امام خامنه ای برسه همانطور که آقا در ماجراهای مختلف بعد از انقلاب و با وجود فتنه های بسیاری که برای این نظام و مملکت بوجود آمد الحق بخوبی سکان داری کردند چنانچه حتی دشمنان هم چاره ای جز تسلیم در برابر ملت ایران و اخیرا هم اعتراف به اینکه ایران بعنوان یک قدرت منطقه است نداشتند.
تمامی فتنه ها و ضربه ها رو برای شکست ایران عزیز و جلوگیری از پیشرفت امتحان کردند که مرا بسیار یاد زمان پیامبر میندازه زمانی که دشمنان وقت از تمامی حربه ها برای جلوگیری از پیشرفت اسلام و کوچک شمردن پیامبر بکار بردند و با شکست مواجه شدند چرا که خداوند وعده ی شکست آنها را داده و فرموده ( و مکرو مکرالله والله خیر الماکرین )…
الان هم با استفاده از تحریمها، بوجود آوردن شبهات بین جوانان، بدگویی علیه نظام، سوزاندن قران، تحدید به جنگ، سعی در ایجاد اختلاف و پراکندگی و سایر فتن دست به تخریب زدند. همانطور که تا الان موفق نشده اند هیچگاه موفق نخواهند شد.
مشتاقانه برای آمدنش دعا میکنیم و با ظهورش قدم در رکاب حضرتش مینهیم و جان را به فدایش.
إن شاءالله